X
تبلیغات
ورزشی کرمانشاه
ورزشی کرمانشاه
ورزش کنگاور

غضروف (Cartilage) یکی از بافتهای پیوندی اختصاصی است. غضروف قدرت نگهداری و انعطاف دارد. تحمل فشار آن زیاد است. غضروف برای ساخته شدن استخوان لازم است. حالت نیمه جامد دارد، نه به روانی خون و نه به سختی استخوان.

غضروف از مزانشیم منشا می‌گیرد. ابتدا کندروبلاستها شکل می‌گیرند. سپس ناحیه پیش غضروفی ساخته می‌شود. کندروبلاستها به اندازه کافی ماده زمینه‌ای ایجاد می‌کنند که انها را احاطه می‌کند. از این بعد ، "کندروسیت" نامیده می‌شوند. در بدن ، بافت غضروف اعمال مختلفی را انجام می‌دهد. مدلی برای ساختن استخوان است، یک سطح لغزنده مثلا برای حرکت کردن استخوانها در محل مفصلها ایجاد می‌کند، به عنوان بافت محافظ درونی است مثلا در لاله گوش ، در ساختار حنجره شرکت دارد و در باز و بسته شدن آن دخیل است. در قلب به عنوان اسکلت عمل کرده و اتصال دریچه‌های قلب را ایجاد می‌کند.

سه فاکتور در مطالعه این بافت در نظر گرفته می‌شود.
ماتریکس یا ماده زمینه
سلولهای تشکیل دهنده
فیبرها یا رشته‌های تشکیل دهنده

ساختارغضروف
نظیر بافتهای پیوندی ، غضروف از سلولهایی به نام کندروسیت و ماتریکس ساخته شده است.
کندروسیت
این سلول کروی و دارای هسته پررنگی است، کندروسیتها دارای مقدار زیادی گلیکوزآمینوگلیکان و کلاژن II هستند. ماده زمینه بوسیله این سلولها ، ساخته می‌شود. کندروسیتها در رنگ آمیزی معمولی ، اسیدوفیل هستند. مطالعه کندروسیتها با میکروسکوپ الکترونی ، نشان می‌دهد که این سلولها دارای شبکه آندوپلاسمی دانه‌دار گسترده ، دستگاه گلژی توسعه یافته و گرانولهای ترشحی حاوی مواد ماتریکسی هستند. این خصوصیات نشان می‌دهد که سنتز ماتریکس بوسیله کندروسیتها نیز ادامه می‌یابد.

با توجه به ماهیت نیمه جامد ماتریکس غضروف ، هر سلول غضروفی در درون حفره کوچکی مرسوم به لاکونا قرار دارد که در برخی منابع آن را کپسول نیز نامیده‌اند. در غضروف زنده ، سلول غضروفی ، لاکونا را بطور کامل اشغال می‌کند ولی در مقاطع بافتی آماده شده برای مطالعه میکروسکوپی ، به علت چروکیده شدن سلولها ، قسمتی از لاکونا ، ظاهر می‌گردد. در اطراف غضروف پری‌کندریوم وجود دارد. پری‌کندریوم شامل کلاژن I ، فیبروبلاست و سلولهای مزانشیمی تمایز نیافته است. عروق و اعصاب تا پری‌کندریوم نفوذ می‌کنند و غذا از طریق انتشار به سلولها می‌رسد.

ماتریکس غضروف ، ژله‌ای سفت شده و انعطاف پذیر (نیمه جامد) می‌باشد. ماتریکس غضروفی متشکل از ماده زمینه‌ای و رشته‌ها است که از رشته‌های شرکت کننده در ساختمان آن ، بسته به نوع غضروف ، کلاژن نوع I و II و رشته‌های الاستیک را می‌توان نام برد که مسئول استحکام غضروف هستند. ماده زمینه‌ای ماتریکس حاوی مقدار زیادی آب (70 درصد). گلیکوز آمینوگلیکانها (کندرواتین سولفات ، کراتان سولفات و اسید هیالورونیک) و گلیکوپروتئینها می‌باشد.

ماتریکس غضروف در رنگ آمیزی معمولی ، بازوفیل دیده می‌شود. به دلیل حضور کربوهیدراتها با معرف PAS (رنگ مخصوص قندها) نیز رنگ می‌گیرد. و به خاطر زیاد بودن گروههای سولفات با بار منفی که همراه گلیکوآمینوگلیکان می‌باشند با تولوئیدین آبی ، خاصیت متاکرومازی نشان می‌دهد.

معرف PAS و متاکرومازی
برای مشاهده اجزای معین بافتی ، از رنگ آمیزیهای اختصاصی استفاده می‌شود که در بعضی رنگ آمیزیهای اختصاصی از چند ماده رنگی استفاده می‌شود. به عنوان نمونه از رنگ آمیزیهای اختصاصی ، Periodic acid Schif reaction) PAS) را می‌توان نام برد که برای نشان دادن گلیکوپروتئینها بکار می‌رود و ساختمانها و موادی که با آن رنگ می‌گیرند قرمز - ارغوانی دیده می‌شوند و اصطلاحا PAS مثبت نامیده می‌شوند.

در مواردی ، رنگ بافت رنگ آمیزی شده متفاوت از رنگ اصلی ماده رنگ کننده است که این خاصیت را متاکرومازی گویند. تعداد معدودی از بافتها و رنگها ، متاکروماتیک هستند، برای نمونه بافت غضروفی پس از رنگ آمیزی با محلول رایت (محلول رایت آبی رنگ است) به رنگ ارغوانی دیده می‌شود. این امر یک پدیده فیزیکی و به علت تراکم مواد رنگ پذیر در یک بافت می‌باشد.

انواع غضروف
غضروف با توجه به غالب بودن نوع رشته شرکت کننده در ساختمان ماتریکس آن به سه نوع تقسیم بندی می‌شود.
غضروف شفاف (Hyaline Cartilage)
این نوع غضروف چون در حالت تازه و بدون رنگ آمیزی به رنگ سفید مایل به آبی و شفاف در دیواره مجاری تنفسی ، بینی ، محل اتصال دنده‌ها به جناغ ، سر ‌‌استخوان دراز در محل مفصل دیده می‌شود. به علت نبودن پری‌کندریوم در سطح غضروف مفصلی ، تغذیه آن توسط مایع مفصلی تامین می‌گردد. در غضروف شفاف ، کندروسیتهای محیطی ، بیضوی ، کوچک و جوان هستند، ولی کندروسیتهای مرکزی گرد ، بزرگ و بالغ هستند.

در نواحی مرکزی گاها گروههای 2 و 4 سلولی که در درون یک لاکونا قرار گرفته اند، مشاهده می‌گرردند، چون این سلولها از تقسیم یک سلول واحد حاصل می‌شوند، به گروههای ایزوژنیک موسوم هستند. ماتریکس غضروف شفاف حاوی فیبریل‌های ظریف کلاژن نوع II می‌باشد، که به علت داشتن ضریب شکست مشابه ماده زمینه‌ای در رنگ آمیزی معمولی و با میکروسکوپ نوری قابل مشاهده نیست. علاوه بر الیاف کلاژن ، ماتریکس غضروف شفاف حاوی کندرواتین سولفات ، اسید هیالورونیک و گلیکوپروتئینی به نام کندرونکتین است. در دوره جنینی ، قالب اولیه استخوانهای دراز کوتاه از نوع غضروف شفاف است.

غضروف ارتجاعی (Elastic cartilage)
بسیار انعطاف پذیرتر از غضروف شفاف است. و در حالت تازه به رنگ مایل به زرد دیده می‌شود. رنگ و خاصیت ارتجاعی این غضروف ، ناشی از وجود الیاف الاستیک فراوان در ماتریکس آن می‌باشد. این نوع غضروف بطور محدود در ساختمان لاله گوش دیواره قسمتی از مجرای شنوایی خارجی و شیپور استاش ، اپیگلوت و غضروفهای میخی حنجره به کار رفته است. غضروف الاستیک ، سلولهایی شبیه غضروف شفاف دارد. ولی ماتریکس آن به علت داشتن الیاف الاستیک فراوان ، از ماتریکس غضروف متفاوت است.

غضروف فیبرو (fibro cartilage)
غضروف فیبرو یا رشته‌ای ، ترکیبی از غضروف و بافت همبند متراکم هستند. بطوری که سلولهای غضروفی همراه با ماتریکس بسیار محدود در اطراف خود ، در بین دسته‌های الیاف کلاژن نوع I قرار دارند. به همین دلیل نیز در رنگ آمیزی معمولی ، ماتریکس آن اسیدوفیل دیده می‌شود. در این نوع غضروف سلولها همه مشخصات سلولهای غضروفی را دارا می‌باشند و به صورت ردیف در حد فاصل رشته‌های کلاژن قرار گرفته‌اند. بنابراین پری‌کندریوم مشخصی در اطراف غضروف فیبرو ، دیده نمی‌شود.

این غضروف در ساختمان دیسک بین مهره‌ای - مفصل استخوانهای عانه - برخی تاندونها و لیگامانها که فشار زیادی را باید تحمل کنند، بکار رفته است. منشا غضروف فیبر ، بافت همبند است. بدین معنی که در ناحیه‌ای که غضروف فیبرو تشکیل خواهد شد، فیبروبلاستها به تدریج تغییر شکل یافته و به کندروسیتها تبدیل می‌شوند و سپس بوسیله لایه نازکی از ماتریکس احاطه می‌شوند. این تغییر تدریجی از بافت همبند متراکم به غضروف فیبرو در جاهایی که غضروف فیبرو دیده می‌شود، به خوبی قابل مشاهده است.

رشد غضروف
رشد سطحی (Appositional growth): در این طریق ، کندروبلاستهای مشتق از لایه کندروژنیک پری کندریوم ، با ترشح ماتریکس غضروفی و محصور شدن در آن باعث افزایش تعداد کندروسیتها و رشد توده غضروفی در ناحیه سطحی می‌شوند.
رشد بینابینی (Interstitial growth): در این روش ، سلولهای حاصل از تقسیم میتوزی کندروسیتهای عمقی و ترشح ماتریکسی توسط آنها باعث افزایش حجم غضروف از درون می‌گردد.


نوشته شده در تاريخ جمعه ششم اردیبهشت 1392 توسط مصطفی امیری

تحقیقات نشان داده است که نوشابه های ورزشی حاوی 8-6%  مواد قندی ( شکر ) به سرعت  جذب بدن می شوند و می توانند انرژی مورد نیاز عضلات را تا حد زیادی تامین کنند و به بازده ورزشی فرد بیافزایند. انرژی کسب شده از این مایعات ورزشی حاوی قند سبب تاخیر در خستگی عضلات و افزایش توان آن ها  می شوند که این امر زمانی بیشتر مشهود می شود که ورزش بیش از یک ساعت به طول انجامد. مایعات ورزشی که کمتر از 5% قند دارند نمی توانند انرژی کافی را برای کارکرد عضله تامین کنند لذا ورزش کارانی باید  اقدام به رقیق کردن این نوشیدنی ها  کنند ( در نتیجه قند آنها زیر 5% است ) که  نیاز به انرژی کسب شده از این محل ندارد و خود ذخایر کافی بدنی  دارند. نوشیدنی های ورزشی حاوی بیش از 10% قند مثل آب میوه ها نباید قبل یا حین ورزش استفاده شوند چرا که دارای اثرات منفی روی عملکرد فرد می باشند و می توانند منجر به ناراحتی گوارشی ،  اسهال ، درد شکم و تهوع در فرد شوند. لذا بهترین نوع مایعات ورزشی نوعی هستند که حدود 8-6% قند دارند. البته در صورت عدم دسترسی به این نوع مایعات ورزشی آب بهترین نوشیدنی است که باید خیلی سرد نباشد تا منجر به ناراحتی گوارشی ورزشکار نشود.


نقش سدیم در مایعات ورزشی سدیم یک ماده الکترولیت است که در حفظ تعادل یونی مایعات بدن نقش مهمی دارد. سدیم کمک می کند بدن آب بیشتری را جذب و حفظ کند. تحقیقات نشان داده اند که 250  میلی لیتراز یک نوشیدنی ورزشی که حاوی 6 درصد قند و 110 میلی گرم سدیم سریعتر از آب جذب بدن می شود. اغلب نوشیدنی های مورد استفاده در ورزشکاران سدیم کمی دارند و بسرعت آب و سدیم جذب بدن شده و ازکم آبی بدن محافظت می کنند.

نکات قابل توجه
• نوشیدنی های حاوی 8-6 درصد قند استفاده کنید که سدیم کمی هم داشته باشد.
• سعی کنید از نوشیدنی های استفاده کنید که درصد کمی سدیم و کمی هم پتاسیم و کلر داشته باشند.
• نوشیدنی هایی ورزشی که  طعم دلپذیری دارند مصرف کنید. طعم مایعات نقش مهمی در افزایش اشتیاق شما به مصرف آنها و در نتیجه مصرف بیشتر آنها دارد.
• حدود 450-300 سی سی مایعات 30-15 دقیقه قبل از شروع ورزش نوشید که بهتر است کمی خنک باشد.
• در فواصل 15-10 دقیقه حین ورزش حدود 200-100 سی سی مایع مصرف کنید.
• نگذارید تشنه شوید بعد آب مصرف کنید طبق زمانبندی فوق حتی اگر تشنه  نبودید آب یا سایر مایعات را مصرف کنید.
• از مصرف مایعات حاوی کافئین (نوشابه) یا الکل بخاطر اثر ادرار آور آنها ( و لذا کاهش آب بدن ) پرهیز کنید.
نوشیدن مایعات حین ورزش را تمرین کنید چنانچه قبلاً این کار را تمرین نکرده اید برای اولین بار مسابقات مهم آنرا انجام ندهید چرا که به انجام آن عادت ندارید و می تواند اثر منفی روی عملکرد شما داشته باشد


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم اسفند 1391 توسط مصطفی امیری

پیش زمینه 
ماساژ از راه های بسیار مفید در کنترل و کاهش در دهان بدن بخصوص در دهای با منشا عضلانی – اسکلتی است . از دیرباز از ماساژ برای این امر استفاده می شده و امروزه که تکنیکهای ماساژ مدرن و متنوع وجود دارد نقش ماساژ در کنترل درد و افزایش توانایی های محدود شده افراد پرنگر شده است .

مکانیسم های اثر ماساژ روی درد


• ماساژ سبب عدم ارسال پیام درد به مغزمیشود :                                                                       
               پیامهای عصبی مرربوط به درد از محل شروع به نخاع رته و از نخاع به مغز می روند و
                 در مغز درک درد صورت می گیرد . حال چنانچه به طریق این پیامها به مغز نرسند     
                 درد احساس نمی شود . بر طبق تئوری gate control  در حین ماساژ پیامهای
                  آرامش بخش مربوط به ماساژ از همان مسیر هایی به مغز می روند که  پیامهادرد                     
                  می روند لذا به خاطر اشغال شدن اعصاب مربوطه پیامهای درد مجال راهیابی به مغز
                  را نخواهند داشت و لذا در فرد برطرف می شود .

• ماساژ سبب تولید آرامش بخش های درونی بدن می شود :
                  ماساژ سبب تولید هورمونهایی به نام اندورفین می شود که این هورمونها اثرات
                  آرامش بخش و تسکین دهنده روی مغز وسیستم عصبی دارند و سبب احساس
                  شادی در فرد می شوند .

 ماساژ سبب ریلکس شدن عمیق می شود :
                  ماساژ سبب برطرف شدن اسپاسم ، فشار و سفتی عضلات می شود که هر سه این
                  مواد از علل درد می باشند . متخصصان پیشنهاد می کنند هنگامی که عضله سفت                                                                                     
                  است جریان خون مربوط به آن عضله کاهش می یابد ، ماساژ با بهبود جریان خون به        
                  عضله,رسیدن اکسیژن به آن و دفع مواد سمی حاصل از متابولیسم بی هوازی را که
                  سبب درد می شوند افزایش می دهد وبه این ترتیب هم درد برطرف می گردد و هم
                  سلامت عضله حفظ می گردد .

• ماساژ استرس روحی و اضطراب را برطرف می کند :
                حتی لمس بدن توسط فردی دیگر به مدت چند ثانیه هنگامی که آن فرد قصد آرامش
                بخشی به شما را دارد سبب احساس شادی و نشاط خواهد شد . حال چنانچه این امر
                 در طول یک برنامه ماساژ به مدت بیشتری ادامه یابد  این احساس نشاط بیشتر هم
                 خواهد شد .


چه نوع دردهایی از ماساژ درمانی نفع می برندماساژ می تواند هر گونه دردی را که با منشاء تنش عضلانی است بهبود ببخشد مثل درد کمر ، درد شانه ، سردرد و درد گردن شل شدن عضلانی و رفع اسپاسم اثر بسیار آشکاری در کاهش درد دارد .  ماساژ همچنین در رفع دردهای ناشی از آرتروز صدمات ورزشی یابه دنبال جراحی مفید است .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم اسفند 1391 توسط مصطفی امیری
mostafa amiri مصطفی امیری

از راست :حسین شایسته .معین کولیوند.فرزاد بخشنده .مصطفی امیری.میثم امیری.سجاد ترکاشوند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آذر 1391 توسط مصطفی امیری

برای حفظ انعطاف پذیری نیاز به تمرینات کششی ( Stretching ) داریم . در اینجا باید به موارد عدم تقارن ( Asymetry ) توجه نموده و با کشش مناسب آن را برطرف نمود . چرا که یکی از مهمترین زمینه های آسیب در آینده ، ، وجود تاریخچه آسیب قبلی و وجود هر گونه انعطاف ناپذیری و عدم تقارن است که ریسک آسیب های اسکلتی - عضلانی را بالا می برد .

تمرینات کششی

Stretching

برنامه تمرینات ورزشی پیشگیری کننده از آسیب ، شش جزء اصلی دارد که عبارتند از :
۱) انعطاف پذیری ( flexibility )
۲) تمرینات قدرتی ( strength training )
۳) تمرینات هوازی ( Aerobic training )
۴) آنالیز عملکرد زنجیره حرکتی
۵) مهارتهای اختصاصی ورزشی
۶) برنامه عملی تمرینات
در زیر به طور مختصر به تشریح هر یک از اجزاء می پردازیم :
۱) انعطاف پذیری
برای حفظ انعطاف پذیری نیاز به تمرینات کششی ( Stretching ) داریم . در اینجا باید به موارد عدم تقارن ( Asymetry ) توجه نموده و با کشش مناسب آن را برطرف نمود . چرا که یکی از مهمترین زمینه های آسیب در آینده ، ، وجود تاریخچه آسیب قبلی و وجود هر گونه انعطاف ناپذیری و عدم تقارن است که ریسک آسیب های اسکلتی - عضلانی را بالا می برد . کشش از نظر فیزیولوژیک کمک شایانی به پیشگیری از آسیب ، از طریق برطرف نمودن اثر مهاری عضلات انعطاف ناپذیر بر گروه عضلات آنتاگو نیست و علاوه بر این افزایش دمای تاندون که از طریق افزایش توان کششی ( tensile ) عضله اثر محافظتی اعمال می نماید ، می کند . تکنیک درست کشش بسیار مهم است ، چرا که وضعیت بدن در هنگام کشش و نیز مدت زمان ادامه آن در به حداکثر رساندن اثرات کشش ، مؤثرند . زمان توصیه شده برابر حداقل سی (۳۰ ) ثانیه است . ایده آل آنست که کشش قبل و بعد از مسابقه یا تمرین انجام شود اما اگر تنها یکبار انجام می شود ، بهتر است که پس از ورزش باشد ، چرا که درصد افزایش طول تاندون ، هنگامی که دمای تاندون بالاتر باشد ؛ بیشتر است . حتی دویدن برای مدت کوتاه دمای بافت را بالا برده و کشش را تسهیل می نماید . در ضمن باید نکات خاصی را در رابطه با سن و نوع ورزش جهت کشش در نظر گرفت . مثلاً سفتی عضلانی خاص ( مثل سفتی عضله چهار سر ران ، در نوجوانی می تواند باعث مشکلات اسکلتی - عضلانی مربوط به رشد ، همچون بیماری Osgood - Schlatter بشود . بنابراین در این مرحله تمرکز بیشتر روی عضلات دو مفصلی مثل هامسترینگ ( خلف ران ) ، فلکسورهای هیپ ( قدام ران )‌ و رکتوس فموریس ( قدام ران ) ، مهم است . افراد بزرگسالتر مشکلات انعطاف پذیری در رابطه با وضعیت گیری بدن و بیومکانیک آن دارند . با افزایش سن حفظ انعطاف پذیری عضلات هامسترینگ و فلکسورهای هیپ اهمیت پیدا می کند . از طرفی کشش اختصاصی برای بیومکانیک و حرکت شناسی هر ورزش مهم است . مخصوصاً در صورتی که فرد در چندین رشته ورزشی فعال باشد . مثلاً یک دوچرخه سوار ممکن است در تابستان دچار سفتی رکتوس فموریس ( قدام ران ) شده ، که این مسئله بر فعالیت هایش در پاییز مثل والیبال و دو( Cross - Country running ) اثر می گذارد .
۲) تمرینات قدرتی :
نقش تمرینات قدرتی در پیشگیری از آسیب به دو مکانیسم بستگی دارد . اول آنکه عضله قویتر قادر به جذب نیرو و بار کششی بیشتر در خود عضله یا اتصال تاندون - عضله می باشد . دوم آنکه از نظر کلینیکی پیدا کردن هر گونه ضعف نسبی عضله ،‌عدم تقارن یا عدم تعادل با اهمیت است . مثلاً ضعف فیبرهای مایل عضله ( vastus medialis ) ( قدام ران ) باعث دردهای ناحیه کشکک و ران می شود . ضعف عضلات تثبت کننده کتف ، باعث درد و اختلال عملکرد شانه می شود و ضعف عضلات شکم باعث مشکلات کمر و اندام تحتانی می گردد .
۳) تمرینات هوازی :
تمرینات هوازی جزء کلیدی برنامه تمرینات اسکلتی - عضلانی پیشگیری کننده است . اثرات محافظت کننده قلبی - عروقی این نوع تمرینات به خوبی شناخته شده و برای ورزشکاران استقامتی به منظور بهبود حداکثر جذب اکسیژن ( Vo۲max) ضروری است . اثرات تمرینات هوازی بر سیستم اسکلتی - عضلانی کمتر شناخته شده و آثار اثبات شده عبارتند از :
۱) افزایش تراکم مویرگ ها
۲) افزایش تعداد میتوکندری ها و آنزیم های اکسیداتیو آنها
۳) بهبود استفاده از اسیدهای چرب آزاد
۴) افزایش درصد فیبرهای عضلانی تیپ A
که مجموعه این عوامل باعث تجمع دیرهنگام ترلاکتات در خون و کاهش خستگی عضله و نیز بهبود عملکرد سیستم اسکلتی عضلانی می گردد . مشاهده شده که بیشترین آسیب اسکی ، در اواخر هفته اسکی یا آخر روز اسکی ایجاد می شوند و احتمالاً مربوط به خستگی عضله بعلت تحلیل ذخائر گلیکوژن می باشند ، بنابراین تمرینات هوازی می تواند جزء اصلی تمرینات جهت پیشگیری از خستگی زودرس اسکلتی - عضلانی باشد ، که می تواند به پیشگیری از آسیب کمک نماید . تمرینات قدرتی می تواند برخی آثار مفید افزایش تراکم مویرگی را خنثی نماید و یک جزء آئروبیک منظم ، می تواند به ایجاد تعادل در این مورد کمک نماید .
به طور کلی سیستم های انرژی در بدن بر سه نوعند
۱) سیستم انرژی ( ATP - Phosphocreatinine ) :
که انرژی لازم نیروهای انفجاری را تأمین کرده و بسیار کوتاه مدت است ( ۵ تا ۱۰ ثانیه ) تمرین در این سیستم باعث افزایش سرعت و چابکی می گردد . تمرینات با وزنه سبک تر و تکرار بیشتر که بر سرعت و ناگهانی بودن حرکت تأکید دارند ، به تقویت این سیستم انرژی کمک می کنند .
۲) سیستم انرژی آنائروبیک ( بی هوازی) :
این سیستم نیرو با مدت زمان متوسط ( ۶۰ تا ۹۰ ثانیه ) ، انرژی را از راه گلیکولیز تأمین می کند تقویت این سیستم امکان فعالیت های سریع و شدید را بطور مداوم ، برای دوره های زمانی کوتاه ، فراهم می نماید .
۳) سیستم انرژی آئروبیک ( هوازی ) :
تقویت این سیستم امکان ورزش های مداوم با شدت بیشتر و بازگشت ( Recovery ) سریعترین جلسات تمرین را فراهم می کند . در افراد با تناسب بدنی ، انتقال اکسیژن به بافت ها و عضلات کارآمدتر بوده و بازگشت به وضعیت عادی پس از یک روز ورزش و تمرین سخت ، سریعتر است . مسلماً تمرینات اختصاصی برای هر ورزش ، بیشترین کار انجام شده را متوجه سیستم انرژی اصلی که مورد نیاز آن ورزش خاص است ، می نماید .
۴) عملکرد زنجیره حرکتی :
توجه تنها به موضع درد و درمان آن ،‌ به طور قابل توجهی باعث تداوم علائم می شود . مثلاً در بیماری « آرنج تنیس باز » که با دردناک شدن بخش خارجی آرنج مشخص می شود ،‌می توان درمان موضعی با یخ و داروهای ضد التهابی انجام داد ، اما اگر نقائص بیومکانیک قدرت یا مکانیک قدرت یا مکانیک نامتناسب مچ و شانه برطرف نشوند ، یا اشکالات تجیهزات ورزشی در نظر گرفته نشوند ،‌مشکل ادامه پیدا خواهد کرد . در مورد آسیب های اسکلتی - عضلانی در اثر استفاده بیش از توان از آنها یا ضربه ، باید قبل از بازگشت به ورزش یا فعالیتی که ایجاد مشکل نموده ،‌ مداخله درمانی برای « تغییر دادن بیماری » صورت گیرد . باید بافت آسیب دیده را به گونه ای اصلاح نمود که بطور مؤثرتری با نیروهای وارده کنار آمده و با پیشبرد عاقلانه تمرینات اختصاصی آن ورزش فعالیت انجام شده را دوباره با زنجیره حرکتی عملکردی یکپارچه نمود . این تمرینات از گروههای عضلانی به شکل هماهنگ و نه مجزا ، استفاده می کنند و کشش ها در یک زنجیره حرکتی انجام می گیرد . کشش های ایزوله می تواند به بهبود و اصلاح بافت در محل آسیب کمک نماید ، اما کشش عملکردی واقعی تنها وقتی صورت می گیرد که بافت بطور یکپارچه و هماهنگ با زنجیره حرکتی عمل نماید .
۵) مهارتهای اختصاصی ورزشی :
قبل از آنکه فرد آسیب دیده به فعالیت های ورزشی بازگردد ، یا قبل از شروع رشته ورزشی خاص ،‌ بدست آوردن مهارتهای اختصاصی آن موقعیت یا ورزش ، برای اطمینان از آنکه مهارتهای وابسته به آن رشته ، با چیره دستی و سهولت انجام می شوند ، الزامی است . یعنی ابتدا باید آمادگی لازم را ایجاد نمود و بعد ورزش را شروع کرد ، نه اینکه برای حصول آمادگی ورزش اختصاصی نمود .
۶) ترکیب اجزاء بصورت برنامه عملی تمرینات :
هیچیک از اجزاء ذکر شده در بالا مؤثر نخواهند بود ، مگر آنکه بصورت یک برنامه تمرینی ترکیبی شخصی یا گروهی ، بکار گرفته شوند .
در این مورد آموزش نقش بنیادی داشته و در سه سطح اعمال می شود .
۱) خود شخص از پزشک ، فیزیوتراپیست ، مربی و ... اطلاعات می گیرد .
۲) در سطح منطقه ای و ناحیه ای ،‌ برنامه های ورزشی دانشکده و دبیرستان ، در بکارگیری این اجزاء در برنامه ورزشی نقش قابل توجهی دارند .
۳) در سطح ملی ،‌ از برنامه هایی که توسط سازمان های وابسته به ورزش تدوین می گردند ، آموزش می گیرند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 توسط مصطفی امیری
از راست به چب:فرزاد بخشنده.حسین شایسته.میثم امیری.حسام خزایی.محمد جعفری.

یوسف شایسته.مصطفی امیری


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آذر 1391 توسط مصطفی امیری
  در سال های اخیر به خاطر این تفکر که هوش هیجانی یک جنبه مهم از سلامت است و یک روش مقابله ای متداول و مفید است، علاقه محققان را برای انجام تحقیق در این زمینه جلب کرده است. از تمام سازه های جدیدی که در دهه های اخیر در روانشناسی به خاطر بهبود سازگاری اجتماعی به وجود آمده است، نقش هوش هیجانی امید وار کننده تر به نظر می رسد. اخیراً روانشناسان اجتماعی اظهار کرده اند که هوش هیجانی به عنوان عامل مهمی است که روابط بین فردی سازگارانه را تعیین می کند (سیمپسون، 2002، به نقل از نریمانی،1387). هوش هیجانی رابطه منفی با افسردگی، اضطراب اجتماعی و گزارش علایم بیماری های روانشناختی (مایر و همکاران، 2005، به نقل از نریمانی،1387) و رابطه مثبتی با رضایت از زندگی و عملکرد بهتر در تکالیف، و مشکلات شناختی کمتر و تفکر روشنی در طی تمرینات ورزشی دارد. بطور کلی، تحقیقات نشان داده است که بخش های هوش هیجانی، پیش بین های معتبری از شاخص های سلامت روان و عملکرد بین فردی هستند. در دهه های اخیر، به رابطه بین هوش هیجانی و رفتارهای که منجر به سلامتی می شوند و سلامت روان علاقه نشان داده شده است. هوش هیجانی رابطه منفی با ناراحتی روانشناختی دارد و رابطه مثبتی با کیفیت زندگی و رضایت از زندگی و سیستم اجتماعی قوی دارد (آستین و همکاران، 2004). بین هوش هیجانی و شیوه مقابله، رابطه قابل توجه وجود دارد. در همین رابطه، این گونه بیان شده است که هوش هیجانی به عنوان یک مکانیزم مقابله ای است که موفقیت و خود تنظیمی مؤثر برای اهداف مورد علاقه را تسهیل می کند (مایر و همکاران؛ 2005). پرلینی و هالورسون (2006) هوش هیجانی بازیکنان هاکی و افراد معمولی را در یک تحقیق زمینه ای در سال 2006 با هم مقایسه کردند (هوش هیجانی در بازیکنان هاکی لیگ برتر)، آنها نتیجه گرفتند که بازیکنان هاکی، هوش هیجانی بالاتری در مقایسه با افراد عادی دارند و همچنین هوش هیجانی بطور مثبت با عملکرد ورزشکاران در حین بازی مرتبط بود. در این تحقیق، هوش هیجانی به عنوان پیش بین مهم برای عملکرد بازیکنان شناخته شد. ساکلوفسکه و همکاران (2007) در یک تحقیق زمینه ای تحت عنوان “رابطه بین هوش هیجانی، شخصیت، و تمرینات ورزشی” نتیجه گیری کردند که هوش هیجانی پیش بین روابط بین شخصیت و رفتار در تمرین ورزشی است. همچنین نتایج تحقیق ساکلوفسکه و همکاران (2007) نشان دادند که تفاوت معنی داری بین هوش هیجانی در ورزشکاران و غیر ورزشکاران وجود دارد و سطح هوش بین فردی که جزئی از هوش هیجانی است، در ورزشکاران ورزش های تیمی نسبت به ورزشکاران ورزش های انفرادی بالاتر است. رابطه مثبتي بين هوش هيجاني و سطوح بالاي سلامت جسماني خود ارزيابي شده نشان داده شده است (تستائوس و نیکولا، 2005). چنین یافته هایی به آسانی قابل تفسیر هستند، فرض می شود که اجزاء بین فردی هوش هیجانی، از قبیل مهارت های اجتماعی، بایستی منجر به کیفیت بهتری در روابط با دیگران شود، در حالیکه اجزاء درون فردی از قبیل تنظیم وضعیت روانی بایستی با تداوم وضعیت های روانی مثبت و کنترل بهتر استرس ارتباط داشته باشند. شواهد برای همبستگی بین هوش هیجانی و رفتارهای مرتبط با سلامت جسمانی کمتر است، اگر چه باز هم استدلال های نظری برای چنین همبستگی هایی وجود دارد. افراد با هوش هیجانی بالا ممکن است اراده بیشتری برای تعامل با ورزشکاران حرفه ای سالم داشته باشند و به توصیه های آنها عمل کنند و همچنین مقاومت بیشتری برای فشار از طرف همتایان در رابطه با رفتارهای خطر پذیر داشته باشند (سیاروچی و دین، 2001). هوش هیجانی با کاهش تمایل برای سیگار کشیدن و مصرف الکل (استین و همکاران، 2005) در ارتباط است و همچنین افراد با هوش هیجانی بالا قابلیت بیشتری برای تنظیم حالات روانی خود دارند. در مفهوم رفتارهای سالم، مطالعه روابط بین هوش هیجانی و تمرین ورزشی اهمیت ویژه ای دارد و استدلال های نظری ای وجود دارد که از بودن یک رابطه مثبت بین هوش هیجانی و تمایل برای انجام تمرین ورزشی حمایت می کند. موضوع رابطه هوش هیجانی با تمرین ورزشی بطور وسیع تحقیق نشده است، اما یافته ها، رابطه مثبت مربوط به هوش هیجانی با هر دوی تعداد دفعات تمرین طرح ریزی شده و انجام تمرین منظم را گزارش کرده اند (تستائوس و نیکلا، 2005). کوپر(1986) با مطالعه ویژگیهای شخصیتی ورزشکاران و غیر ورزشکاران اظهار کرد، ورزشکاران اعتماد به نفس و خودمدیریت بالاتری داشته و اجتماعی‌تر هستند، و دارای ساختار شخصیتی برتر، سازگاری اجتماعی بالاتر، اضطراب کمتر، تحمل بیشتری در مقابل دردهای بدنی و صفات مردانه بیشتر هستند. کوپر تحقیقات انجام شده از سال 1937 تا 1967 را بررسی کرد و نتیجه گرفت که ورزشکاران گرایش به برونگرایی، سلطه­طلبی، اعتماد به نفس، رقابت­جویی، اضطراب پایین و تحمل درد بالای دارند. چون تمرین ورزشی در ارتباط با افزایش وضعیت روانی مثبت و کاهش وضعیت روانی منفی، شناخته شده است (پندو و دان، 2005؛ به نقل از ساکلوفسکه و همکاران، 2007)، مهارت های تنظیم وضعیت روانی بین فردی مربوط به نمرات هوش هیجانی بالا است. بایستی به ورزشکار اجازه داده شود تا از این مکانیزم(تنظیم وضعیت روانی) آگاه باشند و آن را بکار ببرند، در حالیکه مثبت گرایی و خوش بینی مرتبط با هوش هیجانی بالا، ممکن است در برطرف کردن موانع برای انجام تمرین کمک کنند. فرصت های اجتماعی حاصل از انواع تمرین می تواند به عنوان یک انگیزاننده برای افراد با هوش هیجانی بالا عمل کند.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 توسط مصطفی امیری

روشهای افزایش انگیزه در ورزشکاران (با توجه به علل پرداختن آنها به ورزش)

 

علل شركت ورزشكاران در ورزش

‌  تمايل به كسب موفقيت: تمايل به پيشرفت تسلط بر مهارت های جديد و رسيدن به مدارج بالا

‌  نياز به ارتباط :ميل به داشتن روابط دوستانه نسبت به ديگران

‌  تمايل به احساس شور و هيجان: تمايل به تجربه صحنه ها،تمايل به داشتن احساس شور و هيجان مربوط به خود ورزش

‌ تمايل به كنترل شخصی: تمايل احساس تسلط به خود ، داشتن احساس وظيفه و مسئوليت.

 

بازيكناني كه انگيزه آنان كسب موفقيت است :

‌ به پيشرفتهاي فردي اشاره شود.

 پيشرفتهاي آنهارا دردفترچه گزارش ثبت شود .

 مسابقاتي باحريفان مناسب برايشان ترتيب داده شود .

 جلساتي منظم تشكيل داده شود و در هر جلسه ضمن گفتگو درباره پيشرفتهاي بازيكنان ، اهداف آنها مجدداً ارزيابي شود .

 

بازيكناني كه انگيزه آنها وابستگي است :

 رفتار متقابل بازيكنان به عنوان بخشي ازهر تمرين قرار داده شود مثلا تمرينات جفت جفت ، نرمشهاي دونفره و يا آموزش بازيكنان به وسيله يكديگر .

 پس از هر تمرين جلسات گروهي تشكيل شود . اين جلسات را بصورت غيررسمي باشد و بازيكنان تشويق شوند كه درگفت و گوی خود ساده و صريح باشند .

 بعداز مسابقات وتمرينات موقعيت هايي را براي گردهمايي اجتماعي آنان بوجود آوريد .

 بازيكنان تشويق شوند كه به يكديگر كمك كنند وفعاليتهارا با هم انجام دهند.

 جلسات دوستانه برگزار شود .

 به آنها يادآوري شود كه وجود همه اعضاي تيم باارزش است

 

بازيكناني كه انگيزه آنها داشتن شور و هيجان است :

 سعي شود تمرينات در محلي برگزار گردد كه از نظر منظره ، صدا ، بو و حواس فيزيكي مناسب و خوشايند باشد .

 براي گرم كردن بازيكنان ازموسيقي استفاده شود .

 براي هركس فعاليت كافي و مناسب ( نه خيلي زياد ونه خيلي كم ) درنظر گرفته شود .

 با انجام فعاليتهاي تفريحي وجديد به تمرينات تنوع بخشيده شود .

 تمرينات متنوعي انجام گیرد و برنامه روزمره تمرين تغيير کند .

 اجازه داده شود كه بازيكنان روي حركات مهيج جديد كار كنند .

 مسابقات و رقابتهايی نزديك و جالب ترتيب داده شود .

 ازآنها بپرسيد هنگامي كه كاملا سرحال و ورزيده هستند چه احساسي دارند .


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1391 توسط مصطفی امیری

به انواع ورزشهايي كه بطور مستمر و طولاني مدت (بيش از 2 دقيقه) طول مي‌كشند و ضربان قلب در هنگام تمرين كمتر از 70درصد حداكثر ضربان قلب مي‌باشد تمرينات هوازي و يا زير بيشينه گفته مي‌شود. دويدن و پياده‌روي دوچرخه‌سواري، شنا در مسافتهاي طولاني مدت از انواع تمرينات هوازي هستند. تمرينات هوازي به دو روش صورت مي‌گيرد: 1ـ روش تداومي 2ـ روش تناوبي(اينتروال) ، در روش تداومي فرد بدون استراحت به تمرين مي‌پردازد مثلاً 20 دقيقه دويدن پيوسته و بدون استراحت ولي در روش تناوبي فرد مابين تمرين كردن استراحت مي‌كند. معمولاً زمان استراحت با زمان فعاليت در تمرينات تناوبي هوازي برابر است. به عنوان مثال يك دقيقه دويدن و يك دقيقه استراحت كردن (استراحت فعال مثل راه رفتن) يك تمرين انيتروال هوازي محسوب مي‌شود. انرژي مورد نياز براي انجام تمرينات هوازي از گلوكز و چربي تامين مي‌شود بنابراين براي كاهش چربيي خون و يا كاهش وزن چربي بدن، تمرين هوازي بهترين نوع تمرين است.

تمرين بي‌هوازي:

تمرينات بي‌هوازي يا بيشينه به ورزشهايي گفته مي‌شود كه براي مدت زمان كوتاه (كمتر از 2 دقيقه) و با شدت بيش از 70 درصد حداكثر ضربان قلب صورت مي‌گيرد. ورزشهاي مثل دوي سرعت 100 متر و يا 800 متر همچنين ورزشهاي گروهي مثل فوتبال، بسكتبال، واليبال از نوع تمرينات بي‌هوازي محسوب مي‌شوند. هر چند زمان ورزشهاي گروهي مذكور بيش از 2 دقيقه طول مي‌كشد ولي بايد توجه داشت يك فوتباليست هنگام 90 دقيقه بازي فوتبال تمام مدت بطور پيوسته در حال دويدن نيست بلكه در بين فعاليت به استراحت و يا تماشاي بازي نيز مي پردازد بنابراين اين گونه ورزشها در طبقه تمرينات بي‌هوازي جا مي‌گيرند. از نشانه‌هاي تمرين بي‌هوازي افزايش بيش از حد ضربان قلب هنگام تمرين و تجمع اسيدلاكتيك در عضلات فعال و خستگي مفرط مي باشد بطوري كه اگر شدت تمرين بالا باشد مثل مسابقه دويدن 800 متر فرد پس از مسابقه نياز به زمان زيادي براي بازسازي انرژي از دست رفته و استراحت دارد.

يك آزمون ساده براي اينكه شما متوجه شويد كه فعاليت شما از كدام نوع تمرين می باشد این است كه اگر هنگام تمرين بتوانيد صحبت بكنيد، تمرين شما از نوع هوازي مي‌باشد و اگر نتوانيد صحبت كنيد و اصطلاحاً نفس، نفس بزنيد، نوع تمرين شما بي هوازي خواهد بود.

انرژي مورد نياز براي انجام تمرينات بي‌هوازي از گلوكز (قند خون) تأمين مي‌شود. تمرينات بي‌هوازي را مي‌توان به صورت تناوبي نيز انجام داد ولي زمان استراحت 2 تا 4 برابر زمان فعاليت مي‌باشد، به عنوان مثال 5 ثانيه دويدن با شدت بيش از 70 درصد حداكثر ضربان قلب و 20 ثانيه استراحت كردن يك تمرين بي‌هوازي محسوب مي‌شود

تمرینات استقامتی بیهوازی 

به تمرینات کوتاهمدت استقامتی گفته میشود که بیهوازی بوده و به مقدار کمی گذرگاه انرژی هوازی نیاز دارد. این نوع تمرینات با شدت بسیار بالا و در زمان بسیار کوتاه، تقریباً 1 تا 3 دقیقه، انجام میگیرد.

حداکثر انرژی مصرفی: سنجشی از میزان اکسیژنی است که بدن شما حین تمرین قادر به استفادهی مناسب از آن باشد. این میزان معمولاً به میلیلیتر به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن در دقیقه نشان داده میشود.

اما داشتن حداکثر اکسیژن مصرفی بالا، الزاماً به این معنا نیست که برای تمرینات استقامتی قدرت توانایی کافی دارید، چون عملکرد شما به آستانه لاکتات شما نیز بستگی دارد.

 

چطور برای بالا بردن استقامت بدنی، تمرین کنیم؟

تمرینات استقامتی تا حد زیادی به سیستم گلیکولیز بدن شما وابسته است، که سیستم انرژی است که در حضور اکسیژن اتفاق میافتد و قادر به سوزاندن کربوهیدراتها و همچنین ترکیبات چربی به عنوان سوخت است. فقط زمانی که شدت تمریناتتان را به بالاترین حد میرسانید، میتوانید به آستانه لاکتات یا حداکثر اکسیژن مصرفی دست یابید.

از این رو، بهترین راه این است که تمریناتتان را طوری انتخاب کنید که ظرفیت هوازی خود را در کنار چیزهای دیگر تقویت کنید که به بالا بردن استقامت بیهوازی شما کمک میکند. با این روش بهترین نتیجه را خواهید گرفت.

 

تمرینات اولیه 

در قسمتهای اولیه تمرینات قلبی عروقی باید پایهای هوازی بسازید. این شما را قادر میسازد که در مراحل بعدی تمریناتتان با شدت بالاتری کارتان را شروع کنید و ابتدا روی مدت زمان تمرینات کار کنید.

وقتی توانستید 30 دقیقه با آن میزان شدت تمرین کنید، به تدریج آن را بالا ببرید یا بعضی از انواع تمرینات آمادهسازی را انجام دهید که در آن 1 تا 2 دقیقه با شدت بالا و 1 تا 2 دقیقه دیگر با شدت پایینتر تمرین میکنید.

 

تمرین با هدف ظرفیت هوازی

وقتی توانستید پایهای قوی و محکم از تمرینات هوازی برای خود بسازید، آنگاه تلاش کنید تا بتوانید تمریناتتان را با شدت بالاتر و مدت زمان بیشتر انجام دهید.

این تمرینات را باید 2 تا 3 بار در هفته بر حسب فعالیتها و تمرینات دیگرتان، برنامهریزی کنید. زمان این جلسات تمرینی نیز میتواند متفاوت باشد و از 10 دقیقه تا 1 ساعت به طول انجامد. جلسات طولانیتر برای کسانی بهتر است که قصد شرکت در مسابقات استقامتی مثل دو ماراتن و از این قبیل را داشته باشند.

طی این تمرینات باید سرعت شما به اندازهای باشد که حفظ آن دشوار باشد. هر چه مدت زمان این جلسه تمرینی بیشتر باشد، شدت تمرین شما کمتر خواهد بود. اما به هر حال شدت آن باید از شدت تمرینات پایهتان بالاتر باشد.

همچنین طی این روزها باید سرعتتان را ثابت نگه دارید و زمانی که احساس خستگی کردید، دست از تمرین بکشید. کمکم باید خودتان را برای تمرینات طولانیتر اما با همان مقدار شدت آماده کنید.

 

بالابردن حداکثر اکسیژن مصرفی و آستانه لاکتات 

بخش آخر برنامه تمرینات استقامتی شما، تمرین کردن برای تقویت حداکثر اکسیژن مصرفی و آستانه لاکتات است. برای اینکه وقتی به شدتهای متوسط برمیگردید، تمریناتتان را بهتر انجام دهید.

برای بالا بردن حداکثر اکسیژن مصرفی و آستانه لاکتات باید هر هفته دو تمرین مختلف را انجام دهید؛ یکی از این تمرینها از دو سرعت بسیار کوتاه تشکیل یافته و دیگری که شامل تمرینات آمادهسازی با مدت متوسطتر است. 

برای جلسه تمرینی دو سرعت، باید تا آخرین حد توانایی خود به مدت 10 تا 20 ثانیه بدوید. پس از آن میایستید و به مدت 30 ثانیه تا یک دقیقه شدتتان را پایین میآورید (مثلاً راه میروید). 

نسبت تلاش به استراحت شما در این تمرینات باید 1 به 3 باشد. باید حداکثر تلاششتان را بکنید تا 8 تا 10 تکرار از این را به همراه 5 دقیقه گرم کردن و سرد کردن بدن انجام دهید.

برای جلسهدو سرعت، مدت زمان تمرینی را کمی بیشتر میکنید تا بتوانید 45 ثانیه تا یک دقیقه با شدت بسیار بالا و به همان مدت با شدت ملایم تمرین کنید. دلیل این وقفهها این است که نسبت تلاش به استراحت را نهایتاً یک به یک کنید.

وقفههای این جلسه باید بین 20 تا 30 دقیقه باشد، از این رو عدد کلی به مدت زمان دو سرعت وقفهای خودتان بستگی دارد.

 

• تمرینات استقامتی ناهوازی: به تمرینات کوتاه مدت استقامتی گفته می شود که
ناهوازی بوده و به مقدار کمی گذرگاه انرژی هوازی نیاز دارد. این نوع تمرینات با شدت
بسیار بالا و در زمان بسیار کوتاه، تقریباً
۳-۱ دقیقه، انجام می گیرد.

• آستانه لاکتات: یعنی بدن شما با چه سرعتی قادر به بیرون کردن مواد اضافی اسید
لاکتیک (که طی تمرینات با شدت بالا تولید می شود) است. اگر بدن شما نتواند اینکار
را به خوبی انجام دهد، طی تمرینات شدتی، دچار ناراحتی شگرفی خواهید شد و مجبور
خواهید شد که تمریناتتان را متوقف کنید. اما اگر بدنتان به خوبی از عهده از بین
بردن این مواد زائد باشد، آنگاه خواهید توانست به مدت طولانی تری تمریناتتان را
ادامه دهید. به خاطر داشته باشید که منظور بالاترین حد شدت تمرینات استقامتی است و
یک دو نرم با شدت متوسط شما را به آستانه لاکتات نمی رساند، از اینرو تاثیر چندانی
در تقویت استقامت شما نخواهد داشت. اگر قصد تقویت عملکرد استقامتی خود را دارید،
باید برای رسیدن به ماکسیمم
VO2 یا آستانه لاکتات تمرین کنید.

 • • • تمرینات اولیه

در قسمت های اولیه تمرینات قلبی-عروقی باید پایه ای هوازی بسازید. این شما را
قادر می سازد که در مراحل بعدی تمریناتتان با شدت بالاتری تمرین کنید. اگر در
تمرینات استقامتی تازه کار هستید، بهتر است از سطح پایین تری کارتان را شروع کنید و
ابتدا روی مدت زمان تمرینات کار کنید. وقتی توانستید
۳۰ دقیقه با آن میزان شدت
تمرین کنید، به تدریج آن را بالا ببرید یا بعضی از انواع تـمرینـات آمـاده سـازی را
انجام دهید که در آن
۲-۱ دقیقه با شدت بالا و ۲-۱ دقیقه دیگر با شدت پایینتر تمرین
می کنید. تمرین با هدف ظرفیت هوازی وقتی توانستید پایه ای قوی و محکم از تمرینات
هوازی برای خود بسازید، آنگاه باید تلاش کنید تا بتوانید تمریناتتان را با شدت
بالاتر و مدت زمان بیشتر انجام دهید. این تمرینات را باید دو تا سه بار در هفته
برحسب فعالیت ها و تمرینات دیگرتان، برنامه ریزی کنید.
زمان این جلسات تمرینی نیز می تواند متفاوت باشد و از
۱۰ دقیقه تا ۱ ساعت به طول
انجامد. جلسات طولانی تر برای کسانی بهتر است که قصد شرکت در مسابقات استقامتی مثل
دو ماراتن و از این قبیل را داشته باشند. طی این تمرینات باید سرعت شما به اندازه
ای باشد که حفظ آن دشوار باشد. هرچه مدت زمان این جلسه تمرینی بیشتر باشد، شدت
تمرین شما کمتر خواهد بود اما به هر حال شدت آن باید از شدت تمرینات پایه تان
بالاتر باشد. همچنین طی این روزها باید سرعتتان را ثابت نگه دارید و زمانیکه احساس
خستگی کردید، دست از تمرین بکشید.
 کم کم باید خودتان را برای تمرینات
طولانی تر اما با
همان مقدار شدت آماده کنید. بالا بردن ماکسیمم
VO2 و آستانه لاکتات بخش آخر برنامه
تمرینات استقامتی شما، تمرین کردن برای تقویت ماکسیمم
VO2و آستانه لاکتات است تا
وقتی به شدت های متوسط برمی گردید تمریناتتان را بهتر انجام دهید.

برای بالا بردن ماکسیمم VO2 و آستانه لاکتات باید هر هفته دو تمرین مختلف را انجام
دهید:
یکی از این تمرین ها که از دو سرعت بسیار کوتاه تشکیل یافته و دیگری که شامل
تمرینات آماده سازی با مدت متوسط تر می باشد. برای جلسه تمرینی دو سرعت، باید تا
آخرین حد توانایی خود به مدت
۱۰ تا ۲۰ ثانیه بدوید. پس از آن، می ایستید و به مدت۳۰ ثانیه تا یک دقیقه شدتتان را پایین می آورید (مثلاً راه می روید). نسبت
تلاش-استراحت شما در این تمرینات باید
۱ به ۳ باشد. و باید حداکثر تلاشتان را بکنید
تا
۱۰-۸ تکرار از این را به همراه ۵ دقیقه گرم کردن و سرد کردن بدن انجام دهید.

برای جلسه دو سرعت بعد، مدت زمان تمرین را کمی بیشتر می کنید تا بتوانید ۴۵
ثانیه تا یک دقیقه با شدت بسیار بالا و به همان مدت با شدت ملایم تمرین کنید. دلیل
این وقفه ها این است که نسبت تلاش-استراحت را نهایتاً یک به یک کنید. وقفه های این
جلسه باید بین
۲۰ تا ۳۰ دقیقه باشد، از اینرو عدد کلی به مدت زمان دو سرعت وقفه ای
خودتان بستگی دارد.

در زیر به یک نمونه برنامه تمرینی استقامتی اشاره می کنیم که باید به همراه یک
برنامه بدنسازی برای تمام بدن انجام شود
:

شنبه: تمرین ظرفیت هوازی در صبح؛ جلسه بدنسازی در عصر -۳۰ دقیقه با شدت
متوسط-بالا؛ درجه فشار تقریباً
۸

یکشنبه: جلسه اول دو سرعت (وقفه های کوتاه) – ۵ دقیقه گرم کردن – ۲۰-۱۰
ثانیه دو،
۶۰-۳۰ ثانیه توقف؛ ۱۰-۸ مرتبه تکرار – ۵ دقیقه سرد کردن

دوشنبه: تمرین ظرفیت هوازی در صبح؛ جلسه بدنسازی در عصر -۴۰ دقیقه با شدت
متوسط-بالا؛ درجه فشار تقریباً
۸- ۷ (کمی ساده تر از جلسه روز شنبه چون ۱۰ دقیقه به
تمرینتان اضافه شده است).

سه شنبه: استراحت

چهارشنبه: جلسه دوم دو سرعت ( وقفه های ۴۵ ثانیه تا ۱ دقیقه) – ۵ دقیقه
گرم کردن –
۶۰-۴۵ ثانیه دو، ۹۰-۴۵ ثانیه توقف؛ ۸-۷ مرتبه تکرار – ۶ دقیقه سرد کردن

پنج شنبه: تمرین استقامتی با مدت طولانی -یک تا سه ساعت تمرین دو/دوچرخه
(طول مدت تمرین بستگی به مسابقه ای که برای آن تمرین می کنید دارد و هر هفته %
۱۰
افزایش می یابد).

جمعه: استراحت

شما می توانید این برنامه را بنا بر نیازها و اولویت هایتان تغییر دهید. همچنین
اگر فقط به هدف یک مسابقه استقامت طولانی مدت تمرین میکنید، می توانید یکی از جلسات
دو سرعت را با جلسه دیگر تمرین استقامت با مدت زیاد جایگزین کنید. بعلاوه، خودتان
باید قابلیت ریکاوری خود را محک بزنید و اجازه ندهید که با خستگی تمریناتتان را
دنبال کنید. و آخر اینکه اگر یکی از اهدافتان حفظ یا دستیابی به اندامی فاقد چربی
است، از تمرینات هوازی بیش از حد با شدت متوسط اجتناب کنید. این نوع تمرینات هوازی
این خاصیت را دارد که بدن را عادت می دهد و در طول زمان خواهید دید که کارایی
چندانی برای چربی سوزی نخواهد داشت. تمرین دو سرعت و تمرینات سنگین بدنسازی در این
زمینه موثرتر عمل می کنند. پس اگر بعد از مدت زمانی طولانی عضله سازی به دنبال یک
برنامه تمرینی جدید و متفاوت هستید، تمرینات استقامتی را امتحان کنید

بالا بردن ماکسیمم vo2 و آستانه لاکتات بخش آخر برنامه تمرینات استقامتی شما، تمرین کردن برای تقویت ماکسیمم vo2و آستانه لاکتات است تا وقتی به شدت های متوسط برمی گردید تمریناتتان را بهتر انجام دهید. برای بالا بردن ماکسیمم vo2 و آستانه لاکتات باید هر هفته دو تمرین مختلف را انجام دهید: یکی از این تمرین ها که از دو سرعت بسیار کوتاه تشکیل یافته و دیگری که شامل تمرینات آماده سازی با مدت متوسط تر می باشد. برای جلسه تمرینی دو سرعت، باید تا آخرین حد توانایی خود به مدت 10 تا 20 ثانیه بدوید. پس از آن، می ایستید و به مدت 30 ثانیه تا یک دقیقه شدتتان را پایین می آورید (مثلاً راه می روید). نسبت تلاش-استراحت شما در این تمرینات باید 1 به 3 باشد. و باید حداکثر تلاشتان را بکنید تا 10-8 تکرار از این را به همراه 5 دقیقه گرم کردن و سرد کردن بدن انجام دهید. برای جلسه دو سرعت بعد، مدت زمان تمرین را کمی بیشتر می کنید تا بتوانید 45 ثانیه تا یک دقیقه با شدت بسیار بالا و به همان مدت با شدت ملایم تمرین کنید. دلیل این وقفه ها این است که نسبت تلاش-استراحت را نهایتاً یک به یک کنید. وقفه های این جلسه باید بین 20 تا 30 دقیقه باشد، از اینرو عدد کلی به مدت زمان دو سرعت وقفه ای خودتان بستگی دارد. در زیر به یک نمونه برنامه تمرینی استقامتی اشاره می کنیم که باید به همراه یک برنامه بدنسازی برای تمام بدن انجام شود. شنبه: تمرین ظرفیت هوازی در صبح؛ جلسه بدنسازی در عصر
-30
دقیقه با شدت متوسط-بالا؛ درجه فشار تقریباً 8 یکشنبه: جلسه اول دو سرعت (وقفه های کوتاه)
- 5
دقیقه گرم کردن
- 20-10
ثانیه دو، 60-30 ثانیه توقف؛ 10-8 مرتبه تکرار
- 5
دقیقه سرد کردن دوشنبه: تمرین ظرفیت هوازی در صبح؛ جلسه بدنسازی در عصر
-40
دقیقه با شدت متوسط-بالا؛ درجه فشار تقریباً 8- 7 (کمی ساده تر از جلسه روز شنبه چون 10 دقیقه به تمرینتان اضافه شده است). سه شنبه: استراحت چهارشنبه: جلسه دوم دو سرعت ( وقفه های 45 ثانیه تا 1 دقیقه)
- 5
دقیقه گرم کردن
- 60-45
ثانیه دو، 90-45 ثانیه توقف؛ 8-7 مرتبه تکرار
- 6
دقیقه سرد کردن پنج شنبه: تمرین استقامتی با مدت طولانی
-
یک تا سه ساعت تمرین دو/دوچرخه (طول مدت تمرین بستگی به مسابقه ای که برای آن تمرین می کنید دارد و هر هفته %10 افزایش می یابد). جمعه: استراحت شما می توانید این برنامه را بنا بر نیازها و اولویت هایتان تغییر دهید. همچنین اگر فقط به هدف یک مسابقه استقامت طولانی مدت تمرین میکنید، می توانید یکی از جلسات دو سرعت را با جلسه دیگر تمرین استقامت با مدت زیاد جایگزین کنید. بعلاوه، خودتان باید قابلیت ریکاوری خود را محک بزنید و اجازه ندهید که با خستگی تمریناتتان را دنبال کنید. و آخر اینکه اگر یکی از اهدافتان حفظ یا دستیابی به اندامی فاقد چربی است، از تمرینات هوازی بیش از حد با شدت متوسط اجتناب کنید. این نوع تمرینات هوازی این خاصیت را دارد که بدن را عادت می دهد و در طول زمان خواهید دید که کارایی چندانی برای چربی سوزی نخواهد داشت. تمرین دو سرعت و تمرینات سنگین بدنسازی در این زمینه موثرتر عمل می کنند. پس اگر بعد از مدت زمانی طولانی عضله سازی به دنبال یک برنامه تمرینی جدید و متفاوت هستید، تمرینات استقامتی را امتحان کنید

__________________

هوازی:

5-1 دویدن مسافت مشخص درحدود 3تا5کیلومتر با زمان مشخص.

5-2 دویدن مسافت های طولانی تر با بالا نگه داشتن ضربان.

بررسی دستگاههای تولید انرژی بدن

باتوجه به اینکه تامین انرژی در فعالیتهای متفاوت بصورت مختلفی در بدن انجام میگیرد لذا شناخت دستگاههای تولید انرژی بدن برای مربیان و ورزشکاران امری ضروری است.

الف)سیستم هوازی: در این سیستم انرژی مورد نیاز بدن با حضور اکسیژن صورت می پذیرد.سوخت مورد نیاز این سیستم از طریق کربوهیدراتها،چربی ها و پروتیینها تامین میگردد.

فعالیتهای هوازی فعالیتهایی با شدت کم و مدت زمان طولانی مبباشند که میتوکندری(نیروگاه سلول)نقش بسزایی را در تولید انرژی ایفا می کند.با انجام این فعالیتها تعداد و حجم میتوکندریها افزایش یافته و سیستم هوازی نیز تقویت میگردد.ورزشهایی مانند دو صحرانوردی و ماراتن،دوچرخه سواری استقامتی از این سیستم استفاده می شود.

ب)سیستم غیر هوازی: ۱-فسفاژن ۲-اسیدلاکتیک

فسفاژن(ATP-PC):در این سیستم انرژی مورد نیاز بدون حضور اکسیژن و سریعا تولید میشود.

فعالیتهایی  با شدت بالا و مدت زمان کم(زیر۲۰-۱۰ثانیه)در این سیستم جای می گیرند،که در آنATP و PC تولید انرژی می نماید. مانند: پرش طسول،پرتاب نیزه،دو ۵۰ متر و ... .

سیستم اسید لاکتیک:در سیستم اسید لاکتیک یا گلیکولیز بی هوازی بدون حضور اکسیژن از طریق تجزیه ناقص گلوکز اسید لاکتیک تولید می شود.و نهایتا ATP و انرژی مورد نیاز بدن تامین می گردد.

در این سیستم تجمع اسید لاکتیک در سلولهای عضلانی و خون سبب خستگی می گردد.

در فعالیتهای شدید حدود ۲ الی ۳ دقیقه از این سیستم استفاده میشود.فعالیتهایی مانند دو ۴۰۰ متر،شنای ۲۰۰ متر و کشتی را می توان در این سیستم قرار داد.

تمرين هوازي و تمرين بي‌هوازي:

به منظور ايجاد انقباض در عضله و در نهايت ايجاد حركت نياز به انرژي مي‌باشد. اين انرژي از شكسته شدن ماده‌اي به نام آدنوزين تري فسفات (ATP ) در سلول عضله ايجاد مي‌شود. براي توليدي ATP دو دستگاه توليد انرژي به نام‌هاي دستگاه هوازي و دستگاه بي‌هوازي وجود دارد. با مراجعه به كتابهاي فيزيولوژي ورزش در مورد چگونگي عمل اين دو دستگاه جهت توليد ATP  اطلاعات بيشتري كسب خواهيد نمود. در اينجا ما سعي مي‌كنيم به دو نوع تمرين  هوازي و بي‌هوازي كه سبب توسعه دستگاه‌هاي مذكور مي‌شوند بپردازيم. 

تمرين هوازي:

به انواع ورزشهايي كه بطور مستمر و طولاني مدت (بيش از 2 دقيقه) طول مي‌كشند و ضربان قلب در هنگام تمرين كمتر از 70درصد حداكثر ضربان قلب مي‌باشد تمرينات هوازي و يا زير بيشينه گفته مي‌شود. دويدن و پياده‌روي دوچرخه‌سواري، شنا در مسافتهاي طولاني مدت از انواع تمرينات هوازي هستند. تمرينات هوازي به دو روش صورت مي‌گيرد: 1ـ روش تداومي 2ـ روش تناوبي(اينتروال) ، در روش تداومي فرد بدون استراحت به تمرين مي‌پردازد مثلاً 20 دقيقه دويدن پيوسته و بدون استراحت ولي در روش تناوبي فرد مابين تمرين كردن استراحت مي‌كند. معمولاً زمان استراحت با زمان فعاليت در تمرينات تناوبي هوازي برابر است. به عنوان مثال يك دقيقه دويدن و يك دقيقه استراحت كردن (استراحت فعال مثل راه رفتن) يك تمرين انيتروال هوازي محسوب مي‌شود. انرژي مورد نياز براي انجام تمرينات هوازي از گلوكز و چربي تامين مي‌شود بنابراين براي كاهش چربيي خون و يا كاهش وزن چربي بدن، تمرين هوازي بهترين نوع تمرين است.

تمرين بي‌هوازي:

تمرينات بي‌هوازي يا بيشينه به ورزشهايي گفته مي‌شود كه براي مدت زمان كوتاه (كمتر از 2 دقيقه) و با شدت بيش از 70 درصد حداكثر ضربان قلب صورت مي‌گيرد. ورزشهاي مثل دوي سرعت 100 متر و يا 800 متر همچنين ورزشهاي گروهي مثل فوتبال، بسكتبال، واليبال از نوع تمرينات بي‌هوازي محسوب مي‌شوند. هر چند زمان ورزشهاي گروهي مذكور بيش از 2 دقيقه طول مي‌كشد ولي بايد توجه داشت يك فوتباليست هنگام 90 دقيقه بازي فوتبال تمام مدت بطور پيوسته در حال دويدن نيست بلكه در بين فعاليت به استراحت و يا تماشاي بازي نيز مي پردازد بنابراين اين گونه ورزشها در طبقه تمرينات بي‌هوازي جا مي‌گيرند. از نشانه‌هاي تمرين بي‌هوازي افزايش بيش از حد ضربان قلب هنگام تمرين و تجمع اسيدلاكتيك در عضلات فعال و خستگي مفرط مي باشد بطوري كه اگر شدت تمرين بالا باشد مثل مسابقه دويدن 800 متر فرد پس از مسابقه نياز به زمان زيادي براي بازسازي انرژي از دست رفته و استراحت دارد.

يك آزمون ساده براي اينكه شما متوجه شويد كه فعاليت شما از كدام نوع تمرين می باشد این است كه اگر هنگام تمرين بتوانيد صحبت بكنيد، تمرين شما از نوع هوازي مي‌باشد و اگر نتوانيد صحبت كنيد و اصطلاحاً نفس، نفس بزنيد، نوع تمرين شما بي هوازي خواهد بود.

انرژي مورد نياز براي انجام تمرينات بي‌هوازي از گلوكز (قند خون) تأمين مي‌شود. تمرينات بي‌هوازي را مي‌توان به صورت تناوبي نيز انجام داد ولي زمان استراحت 2 تا 4 برابر زمان فعاليت مي‌باشد، به عنوان مثال 5 ثانيه دويدن با شدت بيش از 70 درصد حداكثر ضربان قلب و 20 ثانيه استراحت كردن يك تمرين بي‌هوازي محسوب مي‌شود

تغذیه مناسب ورزشکاران رشته دوومیدانی

ورزشکاران دوومیدانی به منظور پیشگیری از ضعف وناتوانی در هنگام تمرینات ومسابقات باید به موضوع

 

تغذیه ودریافت کالری توجه لازم را داشته باشد. همیشه این سوال هست که قبل از مسابقه یادرزمان مسابقه وپس ازتمرین یامسابقه چه باید بخورند.آن چیزی که ورزشکار در هرروزمی خوردخود به خودبر قابلیت های ورزشی او اثر می گذارد.هرچند به عنوان یک قانون کلی درورزش ۶۰-۷۰ درصد انرژی باید ازکربو هیدرات و۲۰-۳۰ درصد ازچربی و۵-۱۰ درصدازپروتئین باشدولی جهت تنوع وتفاوت ظریف مواد رشته دوومیدانی موارد زیراشاره می شود


نوشته شده در تاريخ جمعه دوازدهم آبان 1391 توسط مصطفی امیری

فیزیولوژی ورزشی

بدن انسان برای اینکه بتواند نقش خود را به طور مؤثر در زندگی ایفا کند باید از آمادگی جسمانی خوبی برخوردار باشد یعنی به طور مداوم انرژی لازم را در اختیار داشته باشد تا بتواند وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت پزشکان ایران ، وقتی سخن از آمادگی جسمانی به میان می آید مقصود از آن داشتن چنان قلب ، عروق خونی و ریه ها و عضلاتی است که بتوانند وظایف خود را به خوبی انجام دهند و با شور و نشاط تمام در فعالیت ها و تفریحات سالمی شرکت کنند که افراد عادی و غیر فعال از انجام آنها ناتوانند.

عوامل متعددی در آمادگی جسمانی مؤثر است اما چهار عامل بیش از عوامل دیگر در این میان ایفای نقش می کنند این عوامل عبارتند از (قدرت عضلانی، استقامت عضلانی، انعطاف عضلانی و استقامت قلبی ریوی)

قدرت عضلانی
همانطور که می دانید حدود ۴۰ درصد وزن بدن را عضلات تشکیل می دهند این عضلات در خود تولید انرژی می کنند که این نیرو قدرت عضلانی نامیده می شود که البته قابل اندازه گیری نیز هست. مهمترین عامل شناخته شده در آمادگی جسمانی استعداد و توانایی عضلات در وارد کردن نیرو یا مقاومت در برابر آن است.

تمرینات قدرتی از عواملی است که سبب حجیم شدن تارهای عضلانی می شود و توانایی فرد را در کاربرد نیروی تولید شده افزایش می دهد. قدرت عضلانی اهمیت بسیاری در ورزشهای مختلف و البته فعالیت های روزانه دارد بسیاری از مردان و حتی زنان از عضلات بازو و سرشانه ضعیفی برخوردار هستند که باعث ضعف در فعالیت های ورزشی و روزانه و ایجاد درد و بیماری در سنین بالا می شود.
استقامت عضلانی
عضلات در خود انرژی ذخیره می کنند. این عمل به ماهیچه ها امکان می دهد که مدت زیادی به فعالیت خود ادامه دهند. این عمل عضلات را استقامت عضلانی گویند. استقامت عضلانی عبارت است از ظرفیت یک عضله یا گروهی از عضلات برای انقباض مداوم.

معمولاً استقامت عضله را با قدرت عضلانی اشتباه می گیرند ولی باید توجه کرد که معمولاً استقامت عضلانی عبارت است از توانایی در کاربرد قدرت و نگهداری این توانایی برای مدت نسبتاً طولانی. برای مثال در فعالیت هایی چون: برف پارو کردن، چمن زدن، نظافت و یا حرکات ورزشی چون دراز و نشست، بالا کشیدن بدن در حالت بارفیکس و . . . استقامت عضلانی نقش اساسی دارد که می شود با تمرینات منظم ورزشی آن را افزایش داد.

انعطاف عضلانی
توانایی در کاربرد عضلات در وسیعترین دامنه حرکت آنها به دور مفصلها را انعطاف پذیری گویند. این عامل در آمادگی جسمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

با تمرینات ورزشی میزان توانایی مفاصل بدن در خم شدن و چرخیدن بیشتر می شود و در نتیجه کارایی عضلات بهبود می یابد اگر مفاصل از انعطاف کمی برخوردار باشند محدودیت حرکتی برای بدن ایجاد می شود.

انعطاف پذیری در فعالیت های روزانه چون باغبانی، خانه داری، فعالیت های ورزشی که احتیاج به نرمی و انعطاف پذیری دارند مؤثر است. که البته این نقش در فعالیت های ورزشی چون ژیمناستیک ، دو میدانی و . . . پر رنگ تر می شود.

استقامت قلبی و ریوی
بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران ورزشی عقیده دارند که عامل استقامت قلبی ریوی در آمادگی جسمانی بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد و بعضی دیگر دقیقاً بر عکس این نظریه مهر تأیید زدند. اما تجربه نشان داده است که استقامت قلبی ریوی از عوامل اساسی آمادگی جسمانی است و با تمرینات استقامتی شدید و سنگین می توان آن را ارتقاء بخشید.
فیزیولوژی عضلات
عضلات دستگاهی هستند که مواد غذایی را از صورت شیمیایی به صورت انرژی مکانیکی یا کار تبدیل می کنند. می دانیم که حرکات بدن از انقباض عضلات حاصل می شود بدین معنی که عضلات مخطط که به استخوانهای بدن متصلند با اراده فرد منقبض می شوند و حرکت جابجایی را در بدن میسر می کنند.

در بدن انسان سه نوع عضله وجود دارد (عضلات مخطط یا اسکلتی ـ عضلات صاف و عضله قلب) که ما در این بخش فقط عضلات مخطط را بررسی می کنیم. عضلات مخطط حاوی ۷۰ درصد آب،۲۰درصد پروتئین و ۱۰ درصد کربوهیدراتها و چربی و نمکهای معدنی و املاح است که البته ترکیبات عضله در اعضای مختلف بدن تغییرات وسیعی دارند.

در بخش عضلات مخطط ۲ مطلب را بررسی می کنیم :

۱- انقباض عضله، ۲- منابع انرژی عضله.

انقباض عضله :

اگر طول عضله به هنگام انقباض تغییر نکند این انقباض را (هم طول) می گویند. در این نوع انقباض جسم مقاوم جابه جا نمی شود تمام انرژی حاصل از انقباض به حرارت تبدیل می شود. ولی اگر انقباض عضله به کوتاه شدن آن منجر شود آن انقباض را (هم تنش) می گویند که باعث می شود جسمی که در برابر عضله قرار می گیرد جابه جا شود.

سرعت انقباض عضله با مقدار وزنه ای که در مقابل آن قرار می گیرد رابطه عکس دارد. اگر هیچ نیرویی در برابر عضله قرار نگیرد عضله سریعاً منقبض می شود ولی اگر به تدریج نیروی مخالف افزایش می یابد از سرعت انقباض کاسته می شود. تا اینکه اگر میزان نیروی مخالف برابر با نیروی عضله شود سرعت کوتاه شدن یا انقباض به صفر خواهد رسید.
منابع انرژی
عضله برای آنکه به حالت انقباض درآید احتیاج به انرژی دارد. منبع اصلی انرژی عضله آدنوزین تری فسفات ATP است که به مقدار کمی در عضله وجود دارد ولی به مقدار زیادی انرژی آزاد می کند. کراتین فسفات CP منبع انرژی دیگری است که در سلولهای عضلانی ذخیره می شود.

اگر مقدار ATP در سلول بیش از اندازه لازم باشد انرژی اضافی صرف تولید CP می شود و در نتیجه مقدار بیشتری از انرژی ذخیره خواهد شد. به مجرد ذخیره ATP در عضله CP موجود به سرعت و سهولت به ATP تبدیل می شود و در نتیجه CP باعث ثابت ماندن مقدار ATP عضله می شود.

انرژی حاصل از CP و ATP برای مدت کوتاهی انرژی لازم را تأمین می کنند پس در فعالیت های شدید بدنی که بیش از چند دقیقه طول می کشد باید منبع دیگری از انرژی وجود داشته باشد. این انرژی از تجزیه گلیگوژن حاصل می شود و چون این واکنش در مجاورت اکسیژن قرار می گیرد آن را هوازی یا (با اکسیژن) می گویند.

اگر اکسیژن به اندازه کافی برای این واکنش های شیمیایی وجود نداشته باشد در عضله اسیدلاکتیک تولید می شود. قسمت اعظم این اسیدلاکتیک مجدداً به گلوکز و گلیگوژن تبدیل می شود و مقداری از آن در عضله بر جای می ماند.

در ورزشهای سخت و طولانی و مخصوصاً افرادی که از آمادگی جسمانی کمی برخوردارند خستگی عضلات بعد از ورزش مربوط به اسیدلاکتیک باقی مانده در عضله است، میزان خستگی با مقدار اسیدلاکتیک موجود در عضله رابطه مستقیم دارد.

تولید انرژی در بدن به ۳ طریق انجام می گیرد که ۲ طریق آنها برای تولیدATP نیاز به اکسیژن ندارند (بی هوازی) و در سومین طریقه وجود اکسیژن کاملاً ضروری است که به آن (هوازی) گویند:
سیستم ATP-CP
در ورزشهایی چون: پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک ، دو ۱۰۰ متر و شیرجه یا فعالیتهایی که زمان اجرای آن بسیار کم است (حدود ۱۰ ثانیه) و با حداکثر شدت انجام می شوند انرژی مورد نیاز را از این سیستم تأمین می کنند. ATP وCP موجود در عضله به صورت ذخیره وجود دارند و به هنگام فعالیت انرژی مورد لزوم را تهیه می کنند. در این سیستم برای تأمین انرژی احتیاجی به حضور اکسیژن نیست (بی هوازی)
سیستم اسیدلاکتیک
در ورزشهایی که زمان اجرای آنها بین ۱ تا ۳ دقیقه طول می کشد انرژی مورد نیازشان را از این طریق تأمین می کنند مثل دوهای ۴۰۰ و۸۰۰ متر وکشتی. هنگام اجرای این فعالیت ها اکسیژن به قدر کافی در عضله موجود نیست لذا گلوکز موجود در عضله به اسیدلاکتیک و ATP تبدیل می شود. در حقیقت در این سیستم گلوکز عامل اصلی تأمین کننده انرژی عضله است.
سیستم هوازی
هر موجود زنده ای برای ادامه زندگی و فعالیت احتیاج به اکسیژن دارد. بعد از چند دقیقه که اکسیژن به بدن نرسد، نه ATP در بدن ساخته می شود و نه انرژی وجود دارد و در نتیجه زندگی پایان می یابد. در ورزشهایی که بیش از ۳ دقیقه طول می کشد عضلات انرژی مورد احتیاج را از تجزیه مواد غذایی در مقابل اکسیژن بدست می آورند.

در دوهای ماراتن، کوهنوردی و. . . ATP مورد نیاز عضلات از این طریق تأمین می گردد. پروتئین ها، گلیگوژن و چربیها از جمله مواد غذایی هستند که در این سیستم مورد استفاده قرار می گیرد و بیشترین مقدار تولید ATP را نیز دارد.
برگشت به حالت اولیه و وام اکسیژن (ریکاوری)
همانطور که گفته شد برای اینکه بدن از حالت استراحت به حالت فعالیت درآید فعل و انفعالات متعددی در عضله صورت می گیرد تا انرژی لازم کسب شود. همچنین برگشت بدن از حالت فعالیت به حالت استراحت نیز بسیار مهم است که آن را برگشت به حالت اولیه (Recavery) گویند.

ذخیره اکسیژن بدن هنگام فعالیت های شدید به مصرف سوخت و ساز بدن می رسد؛ در نتیجه هنگام استراحت مقدار اکسیژنی که از ذخیره بدن گرفته شده است باید دوباره به بدن باز گردد و اسیدلاکتیک جمع شده در عضلات نیز باید از سلول های عضلانی خارج شودکه البته هر دو نیز هوازی هستند.

انرژی از دست رفته بدن را وام اکسیژن (Oxygen Debt) گویند. مقدار وام اکسیژن برابر است با مقدار اکسیژن مورد نیاز در هنگام فعالیت؛ اگر نوع فعالیت شخص ملایم، طولانی و یکنواخت باشد بدن می تواند انرژی مورد نیاز را از هوا بگیرد و وام اکسیژن به وجود نمی آید والی اگر فعالیت شخص شدید باشد به طوری که او مجبور باشد با کمبود انرژی به فعالیت خود ادامه دهد مبتلا به وام اکسیژن می شود.

مدت زمانی که طول می کشد تا بدن به حالت اول برگردد بستگی به مدت، شدت و آمادگی جسمانی فرد دارد؛ بعد از فعالیت ها در ۲ یا ۳ دقیقه اول مصرف اکسیژن به شدت پایین می آید اما از این شدت به تدریج کاسته می شود تا به حالت یکنواخت برسد. اگر شخص بعد از فعالیت ورزشی خود، به جای استراحت، کار ساده ای مثل راه رفتن یا دویدن آرام (سرد کردن) را انجام دهد اسیدلاکتیک موجود در بدن زودتر از بین می رود (در این مورد در فصل علم تمرین به طور کامل توضیح داده شده است)
فیزیولوژی گردش خون
دستگاه گردش خون از رگها و قلب تشکیل شده که خون تیره و روشن در آنها جریان دارد. قلب به صورت تلمبه ای قوی خون روشن را از راه سرخرگ آئورت و سرخرگ ششی به بدن می فرستد و از طرفی سیاهرگهای اجوف فوقانی و تحتانی خون تیره را از بدن به قلب بر می گردانند. به استثنای سیاهرگ ششی که خون روشن و تیره را از ششها به قلب بر می گرداند.

سلولهای بدن پیوسته در حال فعالیت اند و برای ادامه حیات و فعالیت خود موادی را می سوزانند و مواد دیگری را دفع می کنند دستگاه گردش خون عهده دار رساندن مواد سوختنی به سلول ها و خارج کردن مواد زائد است. قلب از چهار حفره تشکیل شده است.

دو حفره در طرف راست و دو حفره در طرف چپ. دو حفره بالایی را دهلیز و دو حفره پایینی را بطن می گویند. بطن باعث به حرکت درآمدن خون در بدن می شود و اگر بطن از انقباض بیفتد خون از گردش خواهد ایستاد. شکل قلب شبیه مخروطی است که قاعده آن در بالا و نوک آن در پایین در انتهای بطن ها است.

در موقع ضربان دو دهلیز با هم منقبض می شوند و بعد از مدت نسبتاً کوتاهی دو بطن منقبض می شوند بعد از این انقباض توقف بیشتر و طولانی تری وجود دارد که به منزلة استراحت قلب است. مدت انقباض بطن ها در افراد بالغ ۳/۰ ثانیه و مدت انبساط آنها ۵/۰ ثانیه طول می کشد روی هم رفته یک دوره کامل قلبی ۸/۰ ثانیه طول می کشد بنابراین در هر دقیقه تقریباً ۷۰ دورة قلبی صورت می گیرد و این رقم را تعداد ضربان قلب گویند. همانطور که می دانید در حدود تا وزن بدن را خون تشکیل می دهد یعنی یک شخص معمولی با وزن در حدود۷۰ کیلوگرم دارای ۵ تا ۶ لیتر خون است قسمت اعظم خون را گلبولهای قرمز تشکیل می دهند.

کمبود اکسیژن معمولاً موجب افزایش گلبولهای قرمز خون می شود به همین دلیل است که در ارتفاعات زیاد ورزشکاران استقامتی قادر نیستند رکوردهای جهانی از خود به جا بگذارند چون در مکان های مرتفع فشار نسبی اکسیژن در هوای تنفسی کم است و شخص ورزشکار قادر نیست به راحتی اکسیژن مورد نیاز را در هنگام ورزش از هوا کسب کند لذا این امر در کارایی او اثر نامطلوب می گذارد.
فیزیولوژی تنفس
طبق تعاریفی که در کتاب های فیزیولوژی انجام شده، تنفس عبارت است از جذب اکسیژن و دفع انیدریدکربنیک به وسیلة سلول زنده، خواه این سلول حیوانی باشد، خواه نباتی.

عمل تنفس طی ۲ مرحله متمایز انجام می شود : تنفس خارجی: که عبارت است از حرکت هوا به داخل ریه ها، انتقال اکسیژن از ریه ها به خون و انتقال انیدریدکربنیک از خون به ریه ها. تنفس سلولی یا داخلی: که شامل جذب اکسیژن و تولید انیدریدکربنیک توسط سلولها می شود. انقباض حجاب حاجز یا دیافراگم و پایین آمدن در محوطه شکم باعث بزرگ شدن قفسه سینه از بالا به پایین می شود.

همزمان با این عمل عضلات شکم بتدریج شل می شود و با انقباض عضلات بین دنده ای، دنده ها به بالا کشیده می شود و استخوان جناغ را به جلو می راند این عمل قفسه سینه را از جلو به عقب می برد و از طرفین بزرگ می کند؛ با بزرگ شدن حجم قفسه سینه فشار موجود در ریه ها از فشار جو کاهش می یابد و باعث حرکت هوا به داخل ریه ها می شوند این عمل آنقدر ادامه پیدا می کند تا فشار هوا در ریه ها با فشار جو برابر گردد. کلیه اعمال بالا را دم گویند.

اما عمل بازدم در نتیجه شل شدن عضلات دمی و بازگشت ریه ها به حالت قبل صورت می گیرد با بالا رفتن عضله دیافراگم و بازگشت حجم قفسه سینه به حالت استراحت، فشار هوا در ریه ها از جو بیشتر می شود و آن قدر هوا از ریه ها خارج می شود تا فشار ریه ها دوباره با فشار جو برابر گردد.
حجم جاری و تهویه ریوی
حجم هوایی که با هر بار حرکت به داخل ریه ها جریان می یابد را حجم جاری می نامند و مقدار آن بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلی لیتر است و تهویه ریوی عبارت است از حجم جاری ضرب در تعداد حرکات تنفسی در دقیقه که معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ بار در حالت استراحت است.

در هنگام ورزش تعداد حرکات تنفسی افزایش پیدا می کند و عمیق تر می شود تا جایی که در فعالیتهای شدید ورزشی عضلات دمی و بازدمی فعال می شوند و تهویه ریوی تا حدود ۱۰۰ لیتر در دقیقه افزایش می یابد.

حداکثر تهویه ریوی ممکن است به ۱۵۰ لیتر در دقیقه هم برسد ولی افزایش تهویه ریوی اگر از ۱۰۰ لیتر در دقیقه بیشتر شود به افزایش جذب اکسیژن کمکی نمی کند زیرا به نظر می رسد که انتقال اکسیژن بیش از این مقدار به بافتها، توسط عضلات قلب و عضلات تنفس محدود می شود.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم آبان 1391 توسط مصطفی امیری
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر